باورهای امیرکبیر و سیاست خارجی استقلال‌جویانه او

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه روابط بین الملل، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد روابط بین الملل، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

در طول تاریخ روابط و سیاست خارجی ایران در عهد قاجار که معمولاً به عنوان عصر وابستگی و مماشات در برابر قدرت‌های بیگانه تلقی می‌شود، دوره‌هایی اندکی به علت تفاوت با این وضعیت عام اهمیت ویژه‌ای داشته‌اند. برهه صدارت میرزا تقی‌خان فراهانی سرآمد این دوره‌ها است؛ در این دوره تلاش‌های جدی در راه استقلال ملی در ابعاد مختلف صورت گرفت. بر همین اساس، در این مقاله تلاش شده است این تغییر در سیاست خارجی ایران و تلاش برای استقلال‌جویی، تبیین شود. به نظر می‌رسد می‌شود این تفاوت را به متغیرهای شخصیتی و به طور خاص، نظام باورهای فردی امیرکبیر نسبت داد. پرسش اصلی تحقیق حاضر نیز این است که باورهای امیرکبیر چگونه به سیاست خارجی استقلال‌جویانه در دوره صدارت او منجر شد؟ با تکیه بر نظریه رمزگان عملیاتی (operational code)، این فرضیه ارائه شد که سیاست استقلال‌جویانه امیرکبیر، ریشه در باورهای فلسفی و ابزاری او دارد. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از مجموعه نامه‌های موجود امیرکبیر، باورهای او استخراج شده، سپس با توضیح ارتباط میان باورهای امیرکبیر در ارتباط باهم، نشان داده می‌شود که چگونه سیاست خارجی استقلال‌طلبانهِ او را می توان در این دوره توضیح داد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Amirkabir’s Perceptions and His Independence-Oriented Foreign Policy

نویسندگان [English]

  • Homeira Moshirzadeh 1
  • Sajad Karimian 2
1 Professor in International Relations, Department of International Relations, University of Tehran, Tehran, Iran
2 MA, International Relations, University of Tehran, Tehran, Iran
چکیده [English]

In the history of Iran’s foreign relations, the Qajar era is often characterized as the period of dependence on and concessions to foreign powers. Yet even in this era, there have been short periods of struggles for gaining more independence and enforcing national sovereignty among which the short chancellorship of Mirza Taqi Khan Amirkabir is the most salient one as he attempted to pave the way for more independence of the country in various aspects. This article seeks to explain this foreign policy shift. It suggests that his belief system could have played a role. The main question addressed is about the way in which Amirkabir’s beliefs led to an independence-seeking foreign policy. The hypothesis examined, based on operational code analysis, is that this foreign policy is rooted in his philosophical and instrumental beliefs. Applying qualitative content analysis to Amirkabir’s shows how a specific combination of a set of beliefs can explain Iran’s foreign policy in this period.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Amirkabir
  • Iran
  • history of foreign relations
  • independence
  • operational code